فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )
165
سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )
زمان سنگدل اى سنگدل زمان ! با بوسهء يهودايى « 1 » تو را بس نيست كه گردابى ژرف پديد آرى ؟ سنگهاى نگونبخت را از فراز كوه بيفكنى ؟ درياها را بخشكانى و فرمان دهى رودخانههاى طغيان كرده آرام گيرند ؟ آيا تنها بدين خرسند نيستى ؟ اى سنگدل زمان ! با بوسهء يهودايى * * * اى سنگدل زمان ! آيا همه چيز از آن تو است ؟ كافى نيست اين كه درختان را ريشهكن كنى ؟ يا با حيله تاج و تخت پادشاهان را بربايى ؟ گورشان را پنهان كنى و معابد سست بنيادشان را برافكنى ؟ اين است حكم نهايى تو ؟ اى سنگدل زمان ! آيا همه چيز از آن است ؟ * * * اى سنگدل زمان ! اى تواناى مطلق
--> ( 1 ) . منظور يهوداى اسخريوطى است كه عيسى را به دشمنان تسليم كرد . وى از پيش با آنها قرار نهاده بود كه هر كه را در ميان جمع ببوسد عيسى اوست . و چون با دشمنان به نزد آن حضرت رسيد ، به وى سلام كرد و او را بوسيد .